شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي
56
نفثة المصدور ( فارسى )
راهست « 1 » ، و هيچ « 2 » مشفق خود كجاست ، كه آن خطر ارتكاب « 3 » كند ؟ ! و كدام دلسوز بدان وصيّت « 4 » التفات نمايد ؟ ! اين سودا دامن دل گرفته ، و اين خيال پيش ضمير ايستاده ، در آن حسرت كه گور و كفنى « 5 » روزى نخواهد بود ، فى منزلة 251 بين المنزلتين ، نه در اين جهان نه در آن جهان ، با آه سرد اسپ گرم كرده ، مىراندم ، و فى حالة 252 بين الحالتين ، نه مرده و نه زنده ، فراز و نشيب با هزار 253 بيم و فريب و اندوه و نهيب مىبريد « 6 » ، و ساعة فساعة 254 واحدا فواحدا « نَنْقُصُها مِنْ أَطْرافِها » * « - 1 » 255 مىبريدند « 7 » ، تا آخر روز كه على الحقيقة وقت غروب مسرّت و أمانى و زوال روز « 8 » كامرانى بود ؛
--> ( 1 ) مى ، كر : از راهست ( 2 ) سى : راهست كه هيچ ( 3 ) كر : خطر را ارتكاب ( 4 ) هت ( متن ) ، كر : قضيّت ، هت ( نسخه بدل ) : وصيّت ( 5 ) متن مطابقست با : سى . هت ، مى : گويد و گفتى ، كر : گويد و كفنى ( 6 ) سى : مىسپردم ( 7 ) چنين است در : هت ، مى ، سى . كر : مىپريدند ، تصحيح عبارت بوجهى مرضّى ميسّر نشد . آيا محتملست كه عبارت در اصل صورتى بدين تقريب داشته بوده است : « و فراز و نشيب با هزار بيم و فريب و اندوه و نهيب ، ساعة فساعة ، واحدا فواحدا ، ننقصها من أطرافها ، مىبريد . » بدين توجيه كه « واحدا فواحدا » را به « فراز و نشيب » مربوط پنداشت ، و آيهء شريفهء « نَنْقُصُها مِنْ أَطْرافِها » * را با اينكه حكايت از متكلّم مع الغير مىكند ، و مناسب با مقتضى كلام ، به ظاهر ، متكلّم وحده است ، ناظر به حال خود مصنّف شمرد . ( 8 ) هت : روزگار ( - 1 ) « نَنْقُصُها مِنْ أَطْرافِها » : * قرآن كريم : 13 / 43 و 21 / 44